
ایران برای ما همیشه چیزی فراتر از یک جغرافیا بوده است؛ مجموعهای از نشانهها، خاطرهها، شهرها، آدمها و روایتهایی که در کنار هم، هویتی مشترک را شکل دادهاند.
در مسیر طراحی محصولات تاج، پیشازاین بارها به سراغ این هویت رفته بودیم. در آثاری مانند دستبند «ایران»، عناصر تاریخی و فرهنگی این سرزمین به بخشی از زبان طراحی تبدیل شدند؛ اما ادامهی این مسیر، ما را با یک سوال تازه روبهرو کرد: چطور میتوان با داستانی تازه و فرمی جدید دربارهی ایران حرف زد؟
پاسخ این سوال، نقطهی آغاز مسیری شد که در نهایت به شکلگیری «ریشه» و «دماوند» رسید.
این بار بهجای بازنمایی مستقیم و واقعگرایانهی نمادهای ایرانی، تلاش کردیم مفهوم ایران را وارد فرم اصلی کنیم؛ به طراحیهایی برسیم که در نگاه اول، آثاری معاصر و مستقل باشند و درعینحال، در لایههای عمیقترشان داستانی از این سرزمین را همراه داشته باشند.
ایدهی «ریشه» از یک مفهوم ساده اما مشترک شکل گرفت: ممکن است هرکدام از ما در نقطهای متفاوت از ایران متولد شده باشیم، در شهری متفاوت بزرگ شده باشیم و تجربه، فرهنگ و خاطرات متفاوتی داشته باشیم؛ اما جایی عمیقتر از تمام این تفاوتها، همه به یک خاک تعلق داریم. انگشتر طلا زنانه ریشه و انگشتر طلا مردانه ریشه هر دو یادآور این تعلق همیشگی هستند.
همین مفهوم به هستهی اصلی طراحی «ریشه» تبدیل شد.
در طراحی آویز طلا زنانه ریشه نام شهرهای مختلف ایران وارد طراحی شدند، اما نه به شکل عناصر جدا از یکدیگر. نامها در نقشه ایران در هم آمیختند، مرز میان آنها از بین رفت و در نهایت فرمی واحد شکل گرفت؛ درست شبیه هویتی که از کنار هم قرار گرفتن تفاوتها ساخته میشود.
در این نگاه، دیگر مهم نیست نقطهی آغاز کجاست؛ تهران، رشت، شیراز، تبریز، مشهد، اهواز یا هر نقطهی دیگری از این سرزمین. نامها در نهایت به یک فرم مشترک میرسند؛ فرمی که از یک ریشه حرف میزند.
در انگشتر نقشهی ایران نیز همین ایده با زبانی متفاوت ادامه پیدا میکند. نقشهی ایران بخشی از ساختار و فرم اصلی اثر است. اثری که با پوشیدنش گویی نقشه با فرد درآمیخته و بخشی از او شده است.
اینجا ایران چیزی نیست که فقط به آن نگاه کنیم؛ چیزی است که خودمان را بخشی از آن میدانیم.

اگر «ریشه» از مفهوم تعلق آغاز شد، «دماوند» از یک نشانهی آشنا شکل گرفت؛ کوهی که سالهاست بهعنوان بام ایران شناخته میشود و حضورش در فرهنگ و ادبیات ایرانی، فراتر از یک پدیدهی طبیعی رفته است.
در طراحی کالکشن «دماوند» اما هدف ما صرفاً ساختن یک تصویر از کوه نبود. بهجای بازسازی مستقیم شکل دماوند، تلاش کردیم ویژگیهای بصری و مفهومی آن را استخراج کنیم و با زبان طراحی معاصر دوباره به آنها شکل بدهیم.
فرمهای مثلثی، شکستها و پستیوبلندیهای موجود در طراحی، تداعیکنندهی ساختار کوه و حرکت به سمت قلهاند. در پشت اثر نیز سنگهای سفید بهعنوان اشارهای ظریف به برف و سپیدی قله به کار رفتهاند.
دماوند برای ما در این طراحی، تنها یک کوه نیست؛ نشانهای از استواری و ایستادگی است. به همین دلیل، قرار نبود تصویر آن عیناً وارد محصول شود. عناصر آشنا شکسته و ساده شدند و در نهایت به فرمی انتزاعی رسیدند که بدون بازنمایی مستقیم، همچنان ردپای دماوند را در خود نگه میدارد.
«ریشه» و «دماوند» ادامهی همان مسیری هستند که تاج پیشتر با روایت ایران آغاز کرده بود، اما این بار زبان طراحی تغییر کرده است.
در این دو مجموعه، هدف صرفاً تبدیل یک نقشه، یک کوه یا یک نشانهی ایرانی به یک اثر نبود. تلاش کردیم یک قدم عقبتر برویم و به مفهوم پشت این نشانهها فکر کنیم: تعلق چه فرمی دارد؟ ریشه را چطور میتوان بدون تصویر کردن آن نشان داد؟ و چطور میشود نشانهای به آشنایی دماوند را به فرمی تازه و امروزی تبدیل کرد؟
نتیجه، طراحیهایی است که هویت ایرانی در آنها نه بهعنوان یک تزیین، بلکه بهعنوان بخشی از ایده و ساختار اثر حضور دارد.
شاید همین نگاه، مسیر تازهای برای ادامهی روایت ایران در تاج باشد؛ مسیری که در آن، نشانههای آشنا هر بار میتوانند با زبان و فرمی تازه دوباره دیده شوند.
چون بعضی طراحیها فقط قرار نیست دیده شوند، هر یک داستانی دارند که همراه ما میمانند.